
وقتی صبح زود رادیو رو باز می کنی و اولین خبری که می شنوی اینه که یک قایق ماهیگیری پر از پناهجویان ایرانی و عراقی که قصد ورود به استرالیا از طریق جزیره کریسمس رو داشتند توی دریای طوفانی درهم شکست و 27 نفر که شامل زن و مرد و کودک بودند کشته شدند غیر از ناراحتی بی اندازه ای که حس می کنی و هزاران اه و افسوس و تف و لعنت به بانیاین این جریان و آواره شدن ملت و غیره و ذالک دیگه چی می تونی بگی؟
ولی آیا واقعا برای تمام اون کساییکه کشته شدند و بدنهای ناتوانشون دربرابر امواج سهمگین دریا به سنگها خورد و در هم شکست این بهترین گزینه برای ادامه مسیر بود؟
نمی خوا م مثل آدمیکه بیرون گود نشسته و نمی دونه در یک سال گذشته چی به روز ایران و ایرانی اومده حرف بزنم و دقیقا می خوام جای کسی حرف بزنم که هر روز داره می بینه تفاوت پناهنده بودن و با ویزاهای دیگه از ایران خارج شدن چیه. من نمی دونم اینهمه آدمی که دارو ندارشون رو دست یه مشت قاچاقچی بی انصاف می دن هیچوقت به این قسمت داستان نگاه کردن؟
آخه اینکه بار اول نبود این داستان از اروپا تا استرالیا سر دراز داره، من حرفم با اونهایی نیست که اگه تو ایران بمونن سر از زندان و انفرادی در میارن و یا حتی ممکنه اعدام بشن که تا جاییکه می دونم اون قبیل افراد نیازی ندارن راه به این درازی توی دریا و خشکی برن تا پناهنده بشن و راههای نزدیک تر هم هست. حرف من با شماهاییه که فقط می خواین از ایران برین بیرون و به هیچ چیز دیگه ای هم فکر نمیکنید فقط کافیه بشینید یه بار عکسهای این بدنهای بی جون توی آب رو نگاه کنید بعد باز هم ببینید حاضرین زن و بچه تونو به دست این دریا و این ماجراجویی بسپرین، گیرم که از این آب هم سالم رد شدید چه تضمینی دارین که به راحتی اقامت بگیرید و برگردونده نشید .
آیا واقعا هیچ گزینه بهتری از مردن توی دریا در ایران وجود نداره؟ آواره گی به هرقیمت و هر وسیله ای می ارزه؟